توجه توجه! خواننده ی عزیز با آی پی 212.120.199.83 ! مشکوکم بهت! یا تو کامنت های همین پست خودت میای خودت رو معرفی میکنی، یا من میدونم با تو :دی
اگه آی پی تون رو هم نمیدونید تشریف ببرید تو این سایت: http://www.ip2location.com/demo.aspx ببینید تا اون روی من بالا نیومده :دی یه کم بیای پایین صفحه رو میبینی آی پی ات رو نوشته. بخدا راه های ساده تری برای اومدن به وبلاگ من وجود داره! لازم نیست هر دفعه بری تو کامنتای اون وبلاگه :دی
تمام راه از دانشگاه تا خونه رو سعی میکنم مثل یه خانوم متشخص رو دوتا پاهام بیام و بالا پایین نپرم! هی با خودم صحبت میکنم تا یه کم نیشم رو ببندم! ولی خب... از نگاه رهگذرا به نظر میومد خیلی توفیقی نداشتم تو این زمینه
خونه که میرسم، چنان با نیییییش باز و پر انرژی به مادرجونم سلام میکنم که پیرزن بیچاره تو بهت و شک میمونه همینجوری :دی
میرم در بالکن رو تا ته باز کنم. یه نفس عمییییییییق. حس خوشی و خوشبختی همه ی وجووودم رو پر میکنه
بلیز سرخابی رنگم رو از تو کمد برمیدارم، با دامن کرمم که گل های سرخابی ریز داره. می پوشمشون. من عااااشق این لباسام هستم. من خوشحالم
کلا رو پاهام بند نمیشم. تمام خونه رو در حال جست و خیز کردن طی میکنم. نیشمم کماکان تا بناگوش بازه :دی
برای اولین بار تو این مدت در اتاقم رو نمی بندم. مادرجونم اون بیرون تنهاست. من خوشحالیم رو با تنها هم خونه ام شریک میشم. دوووست دارم مادربزرگ بی نهایت مهربونم
پُرم از انرژی، پُرم از بودن، پُرم از حس خوشبختی. خدایا، ممنونم 
پ.ن. مادرجونم که وقتی من اومدم از درد روی تخت افتاده بود، بعد از مدت ها بلند شده نشسته داره دفترچه تلفنش رو پاک نویس میکنه!! هی من رو صدا میکنه املای اسم ها رو ازم میپرسه :دی یادش رفته بندا خدا
پ.ن.2. هر آدمی، صرف نظر از جنسیت، الان دم دستم باشه میپرم بغلش میکنم!
دنیا دنیا همتووون رو دووووست دارم 







( آدمم تا بخواد یه چیزی بگه هزار تا فکر ناجور درباره اش میکنن!!
)
مواظب خودتون باشید!




