روزی که این وبلاگ رو ساختم، به خودم قول دادم و از دیگران قول گرفتم که این وبلاگ ناشناخته باقی بمونه، جز برای تعداد معدودی از دوستانم که بهشون اعتماد داشتم و چیز خاصی برای پنهان کردن ازشون وجود نداشت. برای کسایی که درکم میکردن و دست نوشته های من براشون اهمیت داشت و خوندنی بود. برای کسایی که دوستانم محسوب میشدن.
این روزها یا من دارم از آدم ها دور و دورتر میشم، یا اون ها از من. فکر نمیکنم فرقی بکنه. در هر صورت یه چیزی به اسم فاصله است که داره روز به روز بیشتر و بیشتر میشه. می نوشتم برای خودم، باز هم خواهم نوشت. ولی از اونجا که به این نتیجه رسیدم نوشته هام و حال و روزم اون اهمیت سابق رو برای تک تک کسایی که آدرس این وبلاگ رو دارن، نداره، پس تصمیم گرفتم پاک کنم این وبلاگ رو، با اینکه از این کار متنفرم.
فعلا تا چند روزی وبلاگ بدون حذف شدن، بسته میمونه تا پست هام رو از روش بردارم. ایشالا روز یه سالگی اش، حذفش میکنم.
به امید روزی که یاد بگیرم دوستی باشم، همونطور که از دیگران انتظار دارم باشن، و انسانی باشم، که وقت مرگ به زندگی و لحظه لحظه ی عمرم، ببالم.
دوست دارم همتون رو، حتی اگر این حس رو نداشته باشید :)
پ.ن. امروز، دقیقا 15 روز تا یک ساله شدن این وبلاگ باقی مونده.










